من کنعان توام، به من بازگرد

متن مرتبط با «چه بی رحمانه» در سایت من کنعان توام، به من بازگرد نوشته شده است

چه بی رحم است جنگ

  • نیلوبلاگ

    یک وزنه سنگین، یک وزنه خیلی خیلی سنگین روی قبلم سنگینی می کند. چشمهایم را که باز می کنم مثل اهنگ ربا که آهنِ قلبم را دیده باشد میچسبد و تا ته شب ولم نمیکند. حتی سیگارهای مفرح ذات که توی پراید هاچ بک سفید میکشیم و شش نفری میچپیم توش هم کاری از پیش نمیبرد. خوشی ها کوتاهند. خیلی کوتاه. اما وزنه زور عجیبی دارد. به ایمیل زدن فکر میکنم و بعد جلوی خودم می ایستم که تو قول دادی.به کی؟ به خودم.....

    ادامه مطلب
  • تو بگو چه کنم؟

  • نیلوبلاگ

    تکلیفم با خودم معلوم نیست. میروم کلاس خطاطی و از شب xa0قبل به این فکر میکنم کاش می آمد دم انجمن خوشنویسان منتظرم میماند که وقتی از ماشین پیاده میشوم ببینمش. کاش می آمد و می گفت دلتنگم بوده و راه و نشانی به جز اینجا به ذهنش نرسیده که به انتظارم بنشیند. شب قبل از کلاس خطاطی به همه اینها فکر میکنم و با خودم مرور میکنم اگر من را بلد بود باید این کار را بکند. جواب رد داده ام به پیشنهادش و در ادامه هم گفته ام قضیه نباید کش پیدا کند اما نمیدانم چرا با همه این حرفها منتظرم. منتظر یک اتفاق خوب که ثابت کن...

    ادامه مطلب
  • چه بی رحم است جنگ

  • نیلوبلاگ

    یک وزنه سنگین، یک وزنه خیلی خیلی سنگین روی قبلم سنگینی می کند. چشمهایم را که باز می کنم مثل اهنگ ربا که آهنِ قلبم را دیده باشد میچسبد و تا ته شب ولم نمیکند. حتی سیگارهای مفرح ذات که توی پراید هاچ بک سفید میکشیم و شش نفری میچپیم توش هم کاری از پیش نمیبرد. خوشی ها کوتاهند. خیلی کوتاه. اما وزنه زور عجیبی دارد. به ایمیل زدن فکر میکنم و بعد جلوی خودم می ایستم که تو قول دادی.به کی؟ به خودم...قول دادم که سراغش نروم، حالش را نپرسم، ابراز دلتنگی نکنم. من پای قولم هستم اما وزنه زور بیشتری دارد. با هم سرِ ...

    ادامه مطلب